السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
243
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً » ) * - يعنى سلطنتى يارى شده ، به اين معنى كه مرا در تمامى مهماتم و در هر كارى كه مشغول مىشوم يارى كن ، اگر مردم را به دين تو دعوت مىكنم مغلوب نشوم ، و حجتهاى باطله ايشان مرا مغلوب نسازد ، و به فتنه اى و مكرى از ناحيه دشمنانت دچار نگردم ، و به وسوسه اى از شيطان گمراه نشوم . و اين آيه همانطور كه ملاحظه مىكنيد به طور مطلق رسول خدا ( ص ) را امر مىكند كه از پروردگارش بخواهد در تمامى مدخل و مخرجها او را سرپرستى كند ، و از ناحيه خود سلطانى به او دهد كه او را ياور باشد ، در نتيجه از هيچ حقى منحرف نگشته و به سوى هيچ باطلى متمايل نشود . و بنا بر اين اطلاق ، ديگر وجهى نيست كه گفتار بعضى از مفسرين را قبول كنيم كه گفتهاند : مراد از دخول و خروج ، دخول به مدينه پس از بيرون شدن از مكه و خروج از مدينه به سوى مكه و فتح مكه است « 1 » ، و يا آنكه مراد از دخول و خروج دخول در قبر به مرگ و خروج از قبر به بعث است « 2 » . بله از آنجايى كه آيه شريفه بعد از آيه * ( « وَإِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ » ) * و آيه * ( « وَإِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ » ) * و در سياق آن دو قرار گرفته اشاره به مساله دخول و خروج مكانى هم دارد ، اما به عنوان مصداقى از دخول و خروج ، نه اينكه دخول و خروج مكانى معناى منحصر به فرد آيه باشد ، آرى رسول خدا ( ص ) را امر مىكند به اينكه در تمامى مهماتش و كارهايى كه در امر دعوت دينى دارد به پروردگارش ملتجى شود ، و همچنين در دخول و خروج هر مكانى كه سكونت مىكند ، و يا صرفا داخل و خارج مىشود ، و اين معنا واضح است . * ( « وَقُلْ جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً » ) * . در مجمع البيان گفته كلمه « زهوق » به معناى هلاكت و بطلان است ، وقتى گفته مىشود : « زهقت نفسه » معنايش اين است كه جانش بيرون آمد ، گويى اينكه جانش به سوى هلاكت بيرون شد ، اين بود كلام صاحب مجمع ، و معناى آيه روشن است « 3 » . در اين آيه كه رسول خدا ( ص ) را امر مىكند به اينكه ظهور حق را به
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 4 ، ص 88 ، جزء 15 ، چاپ بيروت نقل از ابن عباس و قتاده . ( 2 ) تفسير فخر رازى ، ج 21 ، ص 33 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 4 ، ص 86 ، جزء 15 چاپ بيروت .